بشارت فیلم Besharat Film

جدیدترین اخبار سینمای ایران و جهان

نامزدهای اسکار 2012
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠  

نامزدهای جوایز اسکار سال ۲۰۱۲ اعلام شدند. فیلم ایرانی جدایی نادر از سیمین در دو بخش فیلمنامه تالیفی (اوریژینال) و بخش بهترین فیلم غیر زبان انگلیسی نامزد شده است. این برای نخستین بار است که فیلمی از ایران در دو رشته نامزد جایزه اسکار می شود.

 فیلم سه بعدی هیوگو ساخته مارتین اسکورسیزی با نامزدی در ۱۱ رشته، از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در صدر فهرست نامزدهای هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار قرار گرفته است.

 همچنین فیلم آرتیست که روایتی است از گذار سینمای هالیوود از دوره فیلم های صامت به فیلم های ناطق، در ۱۰ رشته نامزد جایزه اسکار شده است.

 اجرای مراسم اسکار امسال را بیلی کریستال، بازیگر کمدی، بر عهده خواهد داشت.

 هشتاد و چهارمین مراسم جوایز اسکار روز ۲۶ فوریه (۷ اسفند) در کداک تیه تر هالیوود برگزار می شود.

 اسامی کامل نامزدها

 بهترین فیلم

 اسب جنگی

آرتیست

مانی بال (Moneyball)

اولاد (Descendants)

درخت زندگی

نیمه شب در پاریس

خدمتکاران (The help)

هیوگو

شدیدا پرصدا و عمیقا نزدیک

 

بهترین کارگردانی

 میشل آزاناویسیوس (آرتیست)

السکاندر پاین (اولاد)

مارتین اسکورسیزی (هیوگو)

وودی آلن (نیمه شب در پاریس)

ترنس مالیک (درخت زندگی)

 

بهترین بازیگر مرد نقش اول

 جورج کلونی (اولاد)

ژان دوژاردن (آرتیست)

برد پیت (مانی بال)

گری اولدمن (بندزن، خیاط، سرباز، جاسوس)

دیمین بیچیر (زندگی بهتر)

 

بهترین بازیگر زن نقش اول

 وایولا دیویس (خدمتکاران)

میشل ویلیامز (هفته من با مریلین)

مریل استریپ (بانوی آهنین)

گلن کلوز (آلبرت نابس)

رونی مارا (دختری با خالکوبی اژدها)

 

 بهترین بازیگر مرد نقش مکمل

 کنت برانا

کریستوفر پلامر

مکس فون سیدو

جونا هیل

نیک نولتی

 

بهترین بازیگر زن نقش مکمل

 اکتاویا اسپنسر (خدمتکاران)

برنیس بژو (آرتیست)

ملیسا مک کارتی (ساقدوش های عروس)

جسیکا چستین (خدمتکاران)

جانت مک تیر (آلبرت نابس)

 

بهترین فیلمنامه تالیفی

 آرتیست

ساقدوش های عروس

جدایی نادر از سیمین

نیمه شب در پاریس

درخواست نهایی

 

بهترین فیلمنامه اقتباسی

 اولاد

هیوگو

نیمه مارس

مانی بال

بندزن، خیاط، سرباز، جاسوس

 

بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان

 کله گاو (بلژیک)

پانویس (اسرائیل)

در تاریکی (لهستان)

موسیو لاژار (کانادا)

جدایی نادر از سیمین (ایران)


 
افتخاری دیگر برای سینمای ایران
ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠  

فیلم ایرانی "جدایی نادر از سیمین" ساخته اصغر فرهادی جایزه بهترین فیلم خارجی "گلدن گلوب"، که یکشنبه شب در شهر لس آنجلس برگزار شد، را دریافت کرد.

اکران عمومی این فیلم در سینماهای آمریکا از دو هفته پیش آغاز شده است.
این فیلم برای گرفتن جایزه بهترین فیلم خارجی گلدن گلوب با فیلم های "در سرزمین خون و عسل" به کارگردانی آنجلینا جولی، "گل های جنگ" به کارگردانی ژانگ ییمو، "پسری با دوچرخه به کارگردانی"برادران داردن، و فیلم "پوستی که در آن زندگی می کنم"، به کارگردانی پدرو آلمودوار رقابت می کرد.

لیلا حاتمی، پیمان معادی، شهاب حسینی، ساره بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی و مریلا زارعی در فیلم جدایی نادر از سیمین ایفای نقش کرده اند.

"جدایی نادر از سیمین" که لیلا حاتمی و پیمان معادی بازیگران نقش اول زن و مرد آن هستند، همچنین برای شرکت در هشتاد و چهارمین دوره مراسم اسکار، به عنوان نماینده سینمای ایران در این آکادمی انتخاب شده است.

اگر این فیلم به جمع ۵ فیلم منتخب بخش خارجی اسکار راه پیدا کند، نخستین نامزد ایران برای دریافت این جایزه پس از فیلم سینمایی "بچه های آسمان" به کارگردانی مجید مجیدی خواهد بود که در سال ۱۹۹۸ برای دریافت جایزه اسکار نامزد شد.

"جدایی نادر از سیمین" پیشتر برنده جوایز معتبر دیگری نیز شده بود.

این فیلم در شصت و یکمین دوره جشنواره بین المللی فیلم برلین جایزه خرس طلایی بهترین فیلم و ۲ جایزه خرس نقره ای بهترین بازیگر زن و بهترین بازیگر مرد این جشنواره آلمانی را دریافت کرده بود.

"جدایی نادر از سیمین" در ایران نیز ۴ سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری (محمود سماک باشی)، بهترین فیلمبرداری (محمود کلاری)، بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و بهترین کارگردانی (اصغر فرهادی) را از بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر دریافت کرده است.


 
11 چهره ی شاخص سینمایی سال 2011 - 1
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠  

چند روزی است که سال نوی میلادی آغاز شده است. جشنواره های بزرگ مثل کن، ونیز و برلین برگزار شده و جوایزشان را به فیلم های برتر سال داده اند. 

انجمن ها و اتحادیه و نشریات شاخص سینمایی مثل کایه دوسینما، سایت اند ساوند، انجمن منتقدان فیلم نیویورک، انجمن منتقدان فیلم لوس آنجلس، هیئت ملی نقد آمریکا (ان بی آر)، جوایز سینمای جهان بی بی سی ۴، جوایز فیلم مستقل بریتانیا (بیفا)، فیلم های برگزیده خود را انتخاب کرده اند و اینک همه منتظرند که مراسم اسکار و گلدن گلوب نیز برگزار شود تا روشن شود که بین انتخاب های منتقدان و برگزیده های اسکار و گلدن گلوب، چه تفاوت ها و چه شباهت هایی وجود دارد و چه فیلم هایی توانسته اند، هم نظر منتقدان سخت گیر سینمایی را جلب کنند و هم مورد پسند رای دهندگان اسکار و گلدن گلوب قرار گیرند.

انتخاب بهترین فیلم های سال در میان منتقدان، بازی جذاب و شیرین و در عین جنجال برانگیزی است. اما در سال گذشته این تنها فیلم ها نبودند که موضوع داغ و جذاب رسانه های خبری و نشریات سینمایی بودند بلکه سینماگرانی هم بودند که طی یک سال گذشته، با گفته ها و فیلم هایشان، بیشتر از بقیه در کانون توجه رسانه های مختلف بوده و خبرساز بوده اند.

 ترنس مالیک

 ترنس مالیک، کارگردان کمال گرای سینمای آمریکا، بعد از سال ها دوری از سینما، سال گذشته با ارائه فیلم "درخت زندگی"، نه تنها یکی از محبوب ترین سینماگران در میان منتقدان و تماشاگران جدی سینما بود بلکه در مرکز توجه رسانه های خبری و نشریات سینمایی قرارگرفت. مالیک که با وسواس بسیار فیلم می سازد و در طول ۴۰ سال فعالیت سینمایی اش ۵ فیلم بیشتر نساخت با فیلم درخت زندگی، جایزه نخل طلای سال ۲۰۱۱ فستیوال کن را به دست آورد. فیلمی که نمایش آن در جشنواره کن، منتقدان سینمایی را به دو دسته تقسیم کرد. گروهی آن را فیلمی «دوپاره و بی سرو ته» دانستند که به اعتقاد آنها نتوانسته بین قسمت های داستانی و مستند گونه اش، ارتباط ایجاد کند و گروهی دیگر، آن را "سمفونی و شعری سینمایی" درباره خلقت جهان و انسان ارزیابی کردند.

 درخت زندگی، علاوه بر نخل طلای کن، جوایز سینمایی متعددی به دست آورد و از سوی فدراسیون منتقدان بین المللی فیلم (فیپرشی) به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۱۱ انتخاب شد. منتقدان مجله های معتبر سینمایی کایه دوسینما و سایت اند ساوند نیز، هر دو آن را به عنوان یکی از ده فیلم برتر سال انتخاب کردند.

 در این فیلم، ترنس مالیک، داستان یک خانواده آمریکایی (خانواده اوبراین) در دهه شصت در شهر کوچکی در تگزاس را بهانه می کند تا با رویکردی کاملا دینی، شعر سینمایی اش را درباره هستی، خلقت جهان و رابطه انسان با خداوند بسازد. فیلمی که ساختن آن سه سال طول کشید و در آن مالیک، با استفاده از تکنولوژی جدید سینمایی، داستان پیدایش جهان را به شکل زیبا و شگفت انگیزی روایت کرده است.

 بین اولین فیلم مالیک یعنی «برهوت» که در سال ۱۹۷۳ ساخته شد تا فیلم "درخت زندگی"، ۳۸ سال فاصله است و او در این میان توانست تنها فیلم های "روزهای بهشت" (۱۹۷۸)، "خط باریک قرمز" (۱۹۹۸) و "دنیای نو" (۲۰۰۵) را بسازد اما موفقیت درخت زندگی، مالیک را برانگیخت که از انزوا درآمده و تصمیم بگیرد که فیلم های بیشتری بسازد. او اعلام کرد که به زودی فیلمبرداری سه فیلم تازه اش را یکی پس
از دیگری آغاز خواهد کرد.

 "بی قانون"، با بازی رایان گوسلینگ، کریستین بیل و کیت بلانشت، "شوالیه جام
ها" با بازی کریستین بیل و کیت بلانشت، و فیلم عاشقانه ای که هنوز نامی برای
آن انتخاب نشده و بن افلک، ریچل مک آدامز، خاویر باردم و ریچل وایس در آن بازی می
کنند، سه فیلمی است که مالیک، پیش تولید آنها را در سال ۲۰۱۱ آغاز کرده است.

 مالیک همچنین گفت که قصد دارد فیلم مستندی نیز به عنوان مکمل فیلم "درخت زندگی" بسازد اما برای آن هنوز نامی انتخاب نکرده است.

 به این ترتیب، سال ۲۰۱۱ برای مالیک سال موفقیت آمیز و پرباری بود هرچند این موفقیت ها باعث نشد که وی در مقابل دوربین خبرنگاران و عکاسان قرار گیرد و با رسانه ها و نشریات گفتگو کند و همچنان ترجیح داد در سایه و دور از جنجال کار کند و اجازه دهد فیلم هایش به جای او سخن بگویند.


کلمات کلیدی: ترنس مالیک
 
جدایی‌نادر از سیمین برنده 'جایزه سینمای جهان' بی‌بی‌سی‌۴ شد
ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠  

پوستر فیلم جدائی نادر از سیمین

فیلم جدایی نادر از سیمین برنده "جایزه سینمای جهان" بی بی سی ۴ شد.

اصغر فرهادی، نویسنده و کارگردان فیلم، موفق نشد در مراسم اهدای جوایز که در لندن برگزار شد شرکت کند.

نگار اسکندرفر، سرمایه گذار این فیلم که شامگاه پنجشنبه، ۱۸ نوامبر، این جایزه را دریافت می کرد گفت که اصغر فرهادی از اینکه این فیلم به صورت جهانی مورد استقبال قرار گرفته خشنود است.

در این مراسم، ایزابل هوپرت، بازیگر فرانسوی نیز جایزه "توفیق هنری در سینمای جهان" را دریافت کرد.

خانم هوپرت که بیش از هر چیز با بازی در فیلم "معلم پیانو"، محصول سال ۲۰۰۱ شهرت یافته است، در این مراسم گفت که از دریافت این جایزه "عمیقا تحت تاثیر قرار گرفته است."

فیلم "جدایی نادر از سیمین" انتخاب نهایی هیئت پنج نفره داوران بی بی سی ۴ بود که شامل دیوید هیر، کارگردان، کازوئو ایشی گورو، نویسنده جایزه بوکر، گوریندر چادا، مستندساز، و جان بتسک، تهیه کننده مستند برنده اسکار می شدند.

"جدایی نادر از سیمین" پیش از این در شصت و یکمین دوره جشنواره بین المللی فیلم برلین جایزه خرس طلایی بهترین فیلم و دو جایزه خرس نقره ای بهترین بازیگر زن و بهترین بازیگر مرد این جشنواره آلمانی را دریافت کرده بود.

این فیلم به عنوان نماینده سینمای ایران برای شرکت در هشتاد و چهارمین مراسم اسکار نیز انتخاب شده است.

مراسم اهدای جوایز با اجرای جاناتان راس، روز ۲۰ نوامبر ساعت ۹ شب از شبکه تلویزیونی بی بی سی ۴ پخش خواهد شد.

برنده جایزه سینمای جهان بی بی سی ۴ در سال گذشته، فیلم "روبان سفید" بود.

 


 
جیمز باند ۲۳ «اسکای‌فال» نام گرفت
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠  

اسکای‌فال» مانند دو فیلم قبلی جیمز باند با بودجه‌ای در حدود 200 میلیون دلار ساخته می‌شود.

تهیه‌کنندگان مجموعه سینمایی جیمز باند به طور رسمی عنوان تازه‌ترین فیلم مامور 007 را اعلام کردند.

دانیل کریگ در جیمز باند 23 که «اسکای‌فال» نام دارد و تولید آن برای مدتی متوقف شده بود، برای سومین بار به نقش ابرجاسوس بریتانیایی ظاهر می‌شود. «اسکای‌فال» را سام مندس کارگردانی می‌کند و فیلم در لندن، اسکاتلند، ترکیه و چین فیلمبرداری خواهد شد.

نشست خبری سازندگان فیلم جدید باند روز پنجشنبه در لندن برگزار شد. کریگ که آخرین بار سال 2008 در «ذره‌ای آرامش» به نقش مامور 007 ظاهر شد، تاکید کرد از حضور مجدد در این نقش «بی‌اندازه هیجان‌زده» است.

زمانی که استودیو مترو گلدوین‌ مه‌یر تهیه‌کننده اصلی سری فیلم‌های جیمز باند سال 2010 اعلام ورشکستگی کرد، تولید تازه‌ترین فیلم جیمز باند به تعویق افتاد و آینده آن در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت، اما مدیریت جدید مترو گلدوین‌ مه‌یر و شرکت ایان پروداکشنز که حقوق ساخت فیلم‌های باند را در اختیار دارد، اوایل سال 2011 اعلام کردند جاسوس معروف به زودی به سینما باز خواهد گشت.

خاویر باردم بازیگر اسپانیایی برنده اسکار در «اسکای‌فال» در یک نقش منفی ظاهر خواهد شد و آلبرت فینی، رالف فاینس و بن ویشاو بازیگران بریتانیایی هم در این فیلم نقش‌آفرینی خواهند کرد. جودی دنچ بار دیگر به نقش «ام» رئیس باند ظاهر می‌شود و نائومی هریس بازیگر بریتانیایی و برنیس مارلو بازیگر فرانسوی دیگر بازیگران «اسکای‌فال» هستند.

مندس که سال 1999 برای فیلم «زیبای آمریکایی» برنده اسکار شد، درباره «اسکای‌فال»، گفت: «این فیلم پر از لحظه‌های غافلگیرکننده خواهد بود. فکر می‌کنم «اسکای‌فال» تمام عناصر یک فیلم جیمر باندی کلاسیک را دارد.»

تعدادی از خبرنگاران حاضر در نشست درباره دلیل انتخاب مندس سئوال کردند که بیشتر به خاطر درام‌های پرشور مانند «جاده تباهی» و «راه انقلابی» شهرت دارد، اما او و تهیه‌کنندگان باند گفتند قرار نیست این مجموعه سینمایی را در یک مسیر کاملا متفاوت بیندازند.

مایکل جی. ویلسن یکی از روسای ایان پروداکشنز، گفت: «این مجموعه از سال 2006 که کریگ در «کازینو رویال» برای اولین بار باند را به صورت مردی خشن و عضلانی به تصویر کشید، در مسیری جدید افتاد. ما همان مسیر را ادامه می‌دهیم؛ یک داستان جالب که خوب نوشته شده با بازیگران بسیار خوب و کلی صحنه اکشن.» مندس گفت: «سینمای اکشن برای من یک دنیای کاملا جدید است و من آن را پذیرفته‌ام.»

بازیگران فیلم در این نشست گفتند برای حضور در نقش‌های خود به شدت تمرین می‌کنند. باردم به شوخی گفت سخت‌ترین بخش کار برای او یاد گرفتن «حروف صدادار زبان انگلیسی» بود.

ویلسن و همکارش باربارا بروکولی در ایان پروداکشنز به بسیاری از جزئیات داستان فیلم اشاره نکردند و تنها گفتند در «اسکای‌فال» وفاداری باند به «ام» مورد آزمون قرار می‌گیرد و این زمانی است که گذشته «ام» فاش می‌شود و «ام آی 6»‌(اداره اطلاعات خارجی بریتانیا) مورد حمله قرار می‌گیرد.

بروکولی درمورد معنی «اسکای‌فال» هم گفت این واژه معنایی احساسی دارد که با دیدن فیلم مشخص می‌شود.

«اسکای‌فال» قرار است 26 اکتبر 2012 در بریتانیا اکران شود و در ایالات متحده نهم نوامبر 2012 روی پرده می‌رود که دقیقا 50 سال پس از نمایش «دکتر نو» اولین فیلم مامور 007 در این کشور است.

‌دو فیلم آخر باند در دنیا حدود 1.2 میلیارد دلار فروش داشتند. جیمز باند یکی از پرفروشترین مجموعه‌های سینمایی تاریخ سینماست و تا پیش از این ستاره‌هایی چون شان کانری، راجر مور و پیرس برازنان به نقش او ظاهر شده‌اند.

آسوشیتدپرس/خبرآنلاین


کلمات کلیدی:
 
اکران فیلم خارجی؛ آری یا نه؟
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠  

اکران فیلم خارجی در شرایط حال حاضر سینمای ایران تبدیل به حربه‌ای شده که مخالفان و موافقان از آن به عنوان حکم مرگ یا گره‌گشای سینمای ایران یاد کنند.

اکران عمومی فیلم‌های خارجی در سینماهای کشور همواره یادآور دورانی در سینمای قبل از انقلاب است که فیلم‌های هندی و اکشن‌های سطحی سینماها را به قبضه خود درآوردند و فیلم‌های «ایرانی» که به مفهوم واقعی کلمه اندک بودند - صرفنظر از فیلم فارسی‌ها- از گردونه اکران خارج شدند.

مخالفان اکران فیلم‌های خارجی در سینمای پس از انقلاب، همواره از این دوران سیاه یاد می‌کنند که تولیدات سینمای ایران را در سال‌های پایانی دهه پنجاه به تعداد انگشتان دست رساند و در طول این سال‌ها با همین ادله شرایطی ایجاد کردند که این امکان به شکلی گسترده ایجاد نشود و همواره خطر فراگیری آن حس شود.

همان‌طور که هر ایده و طرح و برنامه‌ای موافقان و مخالفانی دارد، مقوله اکران عمومی فیلم‌های خارجی هم موافقانی دارد که معتقدند با ایجاد رقابت و تنوع هم مخاطب می‌تواند قدرت انتخاب بهتری داشته باشد و به قهر خود با سینما پایان دهد هم این‌که فیلم‌ها و فیلمسازان داخلی خود را بی‌رقیب ندانند و تلاش کنند از وجه کیفی استانداردهای اولیه را در آثارشان لحاظ کنند.

اما همواره پاسخ مخالفان به موافقان این بوده که این رقابت حتی اگر هم امیدی به تأثیر کیفی آن باشد حداقل در شرایط حاضر، نابرابر و ناسالم است. چراکه یک فیلم خارجی در شرایطی نامحدود از وجه امکانات، تکنولوژی، مضمون و ... طبعاً جذابیت‌های بالقوه بیشتری برای جذب مخاطب دارد و فراگیری آن در سیستم نمایش خانگی مجاز و غیر مجاز گواهی بر این مدعاست.

حالا اگر این فیلم‌ها به پرده عریض هم راه پیدا کنند در یک رقابت نابرابر این تولیدات داخلی هستند که به طور اتوماتیک‌وار از گردونه انتخاب مخاطب خارج شده و ظرفیت‌های اکران داخلی را در اختیار تولیدات خارجی قرار می‌دهند.

در میان این ادله و پرسش و پاسخ‌هایی که در طول این سال‌های پس از انقلاب مرتب تکرار شده، نگاهی به شرایط اکران معدود فیلم‌های خارجی در سینماهای کشور می‌تواند نکته جالبی را مشخص کند.

هرچند در طول این سال‌ها چند فیلم خارجی به اکران عمومی درآمده و از اقبال نسبی هم برخوردار شده اما واقعیت این است که اگر فشار این مخالفان هم وجود نداشت، بعید به نظر می‌آید تعداد این فیلم‌ها از این حدود تجاوز می‌کرد.

اولین نکته‌ای که تعداد فیلم های خارجی قابل نمایش در سینماهای داخل را محدود می‌کند سوژه و مضمون این آثار است که با توجه به محدودیت‌ها و چارچوب‌هایی که در سینمای ما وجود دارد تنها چند فیلم مستقل و خاص می‌توانند از این صافی عبور کنند. فیلم‌هایی که هم به جهت مضمون، روابط و مناسبات و ... قابل نمایش باشند هم به جهت پوشش بازیگران و مسائلی از این دست.

بعد از این وجه می‌رسیم به تغییرات و اصلاحاتی که برای مجاز کردن فیلم‌های خارجی انجام می‌شود که افراطی‌ترین شکل آن در تلویزیون انجام می‌شود. این اصلاحات می‌توانند از تغییر مناسبات و روابط بین شخصیت‌ها و کاراکترها تا تغییر دیالوگ‌ها و پوشش بازیگران و نهایتاً تغییر سرانجام شخصیت‌ها و فیلم‌ها را شامل شوند.

همه اینها در حالیست که این تغییرات از چشم مخاطب دور نمی‌ماند چون نسخه‌های اصلی هرچند با کیفیتی نه چندان خوب در اختیار همگان است و طبعاً همین شکاف باعث دلزدگی مخاطب از دستکاری‌هایی می‌شود که حتی زیرلایه‌های فیلم را دچار تغییر و تحول می‌کند.

وقتی تبعیت از قانون کپی‌رایت و امکان نمایش قانونی فیلم‌های خارجی را همزمان با اکران جهانی آنها در کشورمان از نظر می‌گذرانیم، متوجه می‌شویم با عبور از این صافی‌ها به نظر شوخی می‌آید که بتوان روی اکران فیلم خارجی چه به عنوان تهدید چه به عنوان گره‌گشای مشکلات کنونی سینما حساب کرد.

چراکه اصلاً چنین ظرفیت و امکانی وجود ندارد هرچند معاونت سینمایی در رویکردی تصمیم به گرم شدن این تنور گرفته باشد. اگر هم منظور از اکران فیلم‌های خارجی ورود مجموعه‌ای از فیلم‌های سخیف هندی و اکشن‌های بازاری شرقی باشد که به نظر نمی‌آید مخاطب هوشمند امروز که با سینمای روز همراه است، این تنوع و قدرت انتخاب کاذب را احترام به خود تلقی کرده و با این جریان همراه شود.

منبع: خبر آنلاین


کلمات کلیدی:
 
تولدت مبارک جانی عزیز
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠  

 

جانی دپ رویاپردازترین و کودک‌صفت‌ترین بازیگری است که تا به حال دیده‌ایم و غالبا او را با شخصیت‌های غریب، خیال‌پردازی مفرط و بازیگوشی‌های کودکانه می‌شناسیم.

      نوشتن درباره جانی دپ دلیل و بهانه نمی‌خواهد. او یکی از محبوب‌ترین ستاره‌های سینمای دنیاست و کارنامه‌اش پر از فیلم‌های درجه یک و نقش‌های منحصر به فرد که فقط با او اصالت پیدا می‌کنند. با این همه اگر دنبال بهانه می‌گردید، چه چیزی بهتر از سالروز تولدش (9 ژوئن / 19 خرداد).

آن هم تولد مردی که انگار هرگز بزرگ نمی‌شود و با پیری پیوندی ندارد. مخصوصا آن موهای معمولا بلند و چشم‌هایی که پر از شیطنت و معصومیت توامان است، او را بیش از هر کسی به دنیای کودکان نزدیک می‌کند که سرشار از قصه‌پردازی و خیالبافی‌های تمام‌نشدنی است.

یک فرد رویازده با رفتاری کولی‌وار که هر گاه او را می‌بینیم، فکر می‌کنیم همین الان از پای افسانه‌هایی که انسان‌های اولیه دور آتش تعریف می‌کردند، بلند شده و به میان ما آمده است. از بس که در خود جوهره‌ای بکر و دست‌نخورده دارد، یک نوع کودکی بدوی مهار‌نشدنی.

درواقع، جانی دپ رویاپردازترین و کودک‌صفت‌ترین بازیگری است که تابه حال دیده‌ایم. غالبا او را با شخصیت‌های غریب، خیال‌پردازی مفرط و بازیگوشی‌های کودکانه می‌شناسیم. هیچ کس به اندازه او نمی‌تواند به کاراکترهای نامانوس حالتی انسانی و ملموس ببخشد و یا به شخصیت‌های عادی و معمولی نوعی حس غرابت بیفزاید که احساس کنیم چقدر در این دنیا تنها و بیگانه هستند.

نخستین بار وقتی شیفته او شدیم که او را به سختی می‌توانستیم در شخصیت «ادوارد دست قیچی» با‌ آن صورت سفید و چشم‌های ماتم‌زده و موهای بلند و درهمش بشناسیم، اما همانجا بود که فهمیدیم به آن دست‌های به ظاهر خشن و خطرناک بیشتر می‌توانیم اعتماد کنیم تا دست دوستی یک مشت آدم حقیر و پرمدعا که در پشت علاقه‌شان نیز یک دنیا خودخواهی و منفعت‌طلبی نهفته است. آن حس ترس و اشتیاق توام در نگاه و حرکات دپ قانعمان کرد گاهی آدم‌های متفاوت و غیرعادی می‌توانند دوست‌داشتنی‌تر از آدم‌های معمولی باشند.

به همین دلیل بود که وقتی او را در «رویای آریزونا» دیدیم که می‌گفت به رویاهای ماهی‌ها گوش می‌دهد و دلش می‌خواهد به یک ماهی پرنده تبدیل شود، رویای مضحک او به نظرمان جالب‌ترین چیزی رسید که تابه حال شنیده بودیم. فقط کسی مثل او می‌توانست خل‌بازی‌های زن محبوبش را که رویای پرواز در سر داشت، باور کند و آن‌قدر دیوانه باشد که با یک چیز سرهم‌بندی‌شده در آسمان بپرد. دپ چنان با شکیبایی و خویشتن‌داری به خیالپردازی‌های دیوانه‌وار اطرافیانش گوش می‌داد که احساس می‌کردیم او تنها کسی است که می‌توانیم برایش خواب‌هایمان را تعریف کنیم و خیالمان راحت باشد که به آنها نمی‌خندد.

خوش‌بینی صادقانه و انرژی مهارنشدنی او در نقش «ادوود» بود که باعث شد فراموش کنیم او بدترین فیلمساز دنیاست. آن‌قدر بدترین چیزها به نظرش فوق‌العاده می‌آمد و با تمام وجود از کارهای مسخره و مزخرفش لذت می‌برد که یکدفعه به خودمان آمدیم و دیدیم شیفته همان دراکولاها و خون‌آشام‌های الکی او شده‌ایم. درواقع، انرژی نهفته در اجزای صورت او بود که متقاعدمان کرد می‌توان مثل ادوود در بدترین شرایط روی ابرها زندگی کرد.

تاثیر خیالپردازیش بر ما چنان بود که بعد از تماشای فیلم «مرد مرده» دلمان می‌خواست مثل او در وسط قایقی که بر آب‌ها شناور بود، بخوابیم و به جایی بازگردیم که روحمان از آن آمده بود. اگر تا به حال این کار را نکردیم، برای این است که هنوز آن دوست سرخپوستمان را نیافتیم.

دپ طوری بازی می کرد که انگار در خواب راه می‌رود، طوری که آرمیدن و مرگ او در میان آب‌ها ادامه همان خواب‌های دور او به نظر می‌رسید و با این نگاه، مرگ شاعرانه‌ترین اتفاقی بود که می‌توانستیم در زندگیمان تجربه کنیم.

ماجراجویی‌های دپ ما را از دنیای عبوس و سختگیر بزرگسالی بیرون کشید و تا «دزدان دریایی کاراییب» برد و در شور و انرژی و دیوانه‌بازی غرق کرد. با کلک‌هایی که از شخصیت غیر‌قابل پیش‌بینی و جنون آمیز کاپیتان جک اسپارو یاد گرفتیم، فهمیدیم چطور در میان دنیایی که مدام از ما تعهد و مسئولیت‌پذیری می‌خواهد، راه خودمان را برویم و بعد همه را به دنبال خودمان بکشانیم. بازی دوگانه دپ در نقش این شیطان خوش‌قلب به گونه‌ای بود که هرچند نمی‌دانستیم چه بلایی سرمان خواهد آورد، اما باز هم دلمان می‌خواست بیش از هر کسی به او اعتماد کنیم.

وقتی او را در نقش گنگستر افسانه‌ای دیدیم که در زیر رگبار گلوله‌ها در مقابل سینما برای محبوبش پیام عاشقانه فرستاد، مطمئن شدیم فقط کسی مثل دپ می‌تواند چنین تصویر هنرمندانه و تغزلی از یک مجرم را نشان دهد و از کسی که به عنوان «دشمن مردم» شناخته می‌شود، یک اسطوره قابل ستایش بسازد. آن حس اندوه مبهم که دپ در خشونت اعمال دلینجر آمیخت، بیش از هر چیزی از خلافکاری که مرامی چون رابین هود داشت، یک قهرمان می‌ساخت.

و حالا منتظریم تا ببینیم در نقش «رنگو»، آفتاب‌پرستی که پا به دنیای وسترن می گذارد، ما را به کدام سرزمین دست‌نیافتی و تماشای رویایی تازه می‌برد. البته انتظارش را داشتیم که کارش به دنیای خیال انگیز انیمیشن بکشد، جایی که بیش از همه به دنیای خواب و خیال کودکان نزدیک است و مجالی برای بزرگ شدن ندارد.


کلمات کلیدی: جانی دپ
 
سخنرانی پادشاه، جوایز اصلی اسکار ۲۰۱۱ را به‌دست آورد
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٩  

فیلم سخنرانی پادشاه به کارگردانی تام هوپر در هشتاد و سومین مراسم جوایز اسکار، جایزه بهترین فیلم را به دست آورد.

در این مراسم که شامگاه یکشنبه(دیشب)، ۲۷ فوریه در لس آنجلس برگزار شد، کالین فرث بازیگر نقش اصلی این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد شد و تام هوپر جایزه بهترین کارگردانی را برای این فیلم به دست آورد.

این فیلم که در ۱۲ رشته نامزد اسکار بود، علاوه بر این سه جایزه، اسکار بهترین فیلمنامه تالیفی را نیز به خود اختصاص داد.

سخنرانی پادشاه به داستان لکنت زبان جورج ششم، پادشاه سابق بریتانیا و پدر ملکه فعلی بریتانیا و تلاش او برای چیره شدن بر این مشکل می‌پردازد.

فیلم سرآغاز ساخته کرستوفر نولان هم مانند سخنرانی پادشاه به چهار اسکار دست یافت، با این تفاوت که این جوایز در بخش‌های فنی به این فیلم اختصاص یافت.

پس از این دو فیلم، شبکه اجتماعی که داستان شکل گیری وبسایت فیس بوک است، سه جایزه از جمله بهترین فیلمنامه اقتباسی را به دست آورد.

در بخش بهترین بازیگری، همانطور که انتظار می‌رفت، ناتالی پورتمن برای بازی در نقش یک بالرین در فیلم قوی سیاه برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن شد.

انت بنینگ (بچه ها رو به راهند)، نیکول کیدمن (لانه خرگوش)، ناتالی پورتمن (قوی سیاه)، میشل ویلیامز (ولنتاین غمگین) و جنیفر لارنس ( زمستان استخوان سوز) نامزدهای بخش بهترین بازیگر نقش اصلی زن بودند.

در بخش بهترین بازیگر نقش اصلی مرد، خاویر باردم (زیبا)، جف بریجز (بی باک)، جس آیزنبرگ (شبکه اجتماعی) و جیمز فرانکو (127 ساعت) رقیبان کالین فرث در این بخش بودند.

کریستین بیل و ملیسا لئو، بازیگران فیلم مبارز نیز برنده اسکار بهترین بازیگران نقش مکمل شدند.

اما ناکام اصلی جوایز اسکار امسال، بی‌باک (True Grit) ساخته برادران کوئن بود.

این فیلم وسترن با اینکه در ۱۰ رشته نامزد شده بود و از این لحاظ در رده دوم فهرست نامزدهای اسکار قرار داشت، دست خالی مراسم امسال را ترک کرد.

فیلم های قوی سیاه، مبارز، سرآغاز، بچه ها رو به راهند، سخنرانی پادشاه، ۱۲۷ ساعت، شبکه اجتماعی، داستان اسباب بازی ۳ ، بی باک و زمستان استخوان سوز ده فیلم نامزد اسکار بهترین فیلم امسال بودند.

مراسم هشتاد و سومین دوره جوایز اسکار در سالن کداک تیه‌تر هالیوود با اجرای آن هاتاوی و جیمز فرانکو برگزار شد.


کلمات کلیدی: اسکار
 
«شبکه اجتماعی» همچنان انتخاب اول منتقدان سینماست
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩  

١٠٠منتقد سینما در یک نظرسنجی فیلم جدید دیوید فینچر را به عنوان فیلم برتر سال گذشته میلادی برگزیدند.

برابر با تازه‌ترین نظرسنجی وبسایت Movie City News از 100 منتقد سینما که 31 دسامبر منتشر شد، «شبکه اجتماعی» در صدر فهرست فیلم‌های برتر سال 2010 قرار دارد.

فیلم مستقل «استخوان زمستان» به کارگردانی دبرا گرانیک در رده دوم این نظرسنجی قرار دارد و تریلر «آغاز» ساخته کریستوفر نولان فیلم سوم است.

فیلم انیمیشن «داستان اسباب‌بازی 3» تولید شرکت پیکسار فیلم چهارم است و تریلر  رواشناختی «قوی سیاه» به کارگردانی دارن آرونوفسکی رده پنجم را از آن خود کرده است.

در این نظرسنجی منتقدان سرشناسی چون تاد مکارتی، کرک هانیکات، مایک لاسال، مایک ویلمینگتن و کوین ویلیامسن شرکت کرده‌اند.

فهرست 25 فیلم برتر سال 2010 تا 31 دسامبر به این شرح است:

1- «شبکه اجتماعی»
2- «استخوان زمستان»
3- «آغاز»
4- «داستان اسباب‌بازی 3»
5- «قوی سیاه»

6- «گفتار پادشاه»
7- «حال بچه‌ها خوب است»
8- «کارلوس»
9- «127 ساعت»
10- «نویسنده پشت پرده»

11- «خروج از میان فروشگاه اشیاء کادویی»
12- «شهامت»
13- «سال دیگر»
14- «دزدی داخلی»
15- «مشت‌زن»

16- «سگ‌دندان»
17- «یک پیشگو»
18- «گرینبرگ»
19- «شهر»
20- «بگذار وارد شوم»

21- «من عشق هستم»
22- «Please Give»
23- «Wild Grass»
24-  «Sweetgrass»
25- «شاتر آیلند»

پ ن : دوستان نزدیکم از علاقه ی زیاد من به دیوید فینچر مطلع هستند ولی این دلیل نمیشه شاهکار کریستوفر نولان در خلق یک تریلر بی نظیر رو نادیده بگیرم..و اثر اسکورسیزی بزرگ رو.. یعنی رتبه ی "شاتر آیلند" در جدول باید ٢۵ باشه؟ من مخالفم و از نظر من در جای سوم پس از "آغاز" و "شبکه ی اجتماعی" باید قرار داشته باشه.


 
اوریون؛ تصویری از بکارت ایرانی
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٩  

فیلم اوریون، ساخته علی زمانی عصمتی، تنها فیلم ایرانی حاضر در پنجاه و چهارمین جشنواره فیلم لندن بود که بدون حضور فیلمساز و عوامل سازنده آن، دو بار در این جشنواره به نمایش درآمد.

موضوع این فیلم، از دست دادن بکارت یک دختر در یک جامعه بسته و سنتی (فیلم در یزد ساخته شده) است. دختر دانشجویی به نام الهام در ارتباط با جوانی به نام امیر، باکرگی خود را از دست می دهد و برای حل این مشکل به روش‌های غیرقانونی متوسل می‌شود اما در نهایت تاوان سختی برای این کار می‌پردازد.

در جامعه ای که بکارت دختر برابر با «عفت» و «عصمت» اوست، می‌توان تصور کرد که از دست دادن آن تا چه حد می‌تواند برای آن دختر فاجعه‌بار باشد. او دیگر باعث سرافکندگی و مایه شرم خانواده است و «لکه ننگی» است که باید هرچه زودتر از بین برود.

اوریون مثل بیشتر کارهایی که روی تابوها و مسائل اجتماعی حساس و بودار دست می‌گذارند، بدون مجوز قانونی و به اصطلاح به شکل زیرزمینی تهیه شده است. روشی که بسیاری از سینماگران جوان امروز سینمای ایران برای فرار از شر ممیزی، سانسور، تصویب فیلمنامه، مجوز ساخت و محدودیت های دیگر به آن متوسل می شوند و نتیجه آن اگرچه غالبا از نظر سینمایی چندان چشمگیر نیست و کاستی های زیادی دارد اما به خاطر چالشی که با سینمای رسمی و مسلط دارد، قابل توجه و بررسی است.

فیلمی نسبتا جسورانه،‌ مستقل و کم‌خرج که روی موضوعی متمرکز شده که در ایران تابو تلقی شده و سینماگران اجازه نزدیک شدن به آنها را ندارند. به همین دلیل علی زمانی فیلمش را بدون مجوز دولتی ساخته و ازین نظر این فیلم نمونه دیگری از «سینمای زیرزمینی» امروز ایران به حساب می‌آید که شانس چندانی برای نمایش عمومی در داخل ایران ندارند.

اوریون از نظر سینمایی فیلم چشمگیری نیست و تنها علت پذیرش آن در جشنواره فیلم لندن، می تواند موضوع جنجالی آن باشد. به ویژه اینکه فیلم های دیگری که از نظر سینمایی بهتر و قوی تری بودند امسال به این جشنواره ارسال شدند اما مورد توجه هیئت انتخاب آن قرار نگرفتند.

با اینکه ساختن این نوع فیلم ها در شرایط امروز ایران چندان ساده نیست و می تواند عواقب سنگینی برای سینماگران داشته باشد اما این مشکلات، مانع از گرایش جوان ها به سمت ساختن فیلم های بدون مجوز نمی شود.

شرایط دشوار ساخت فیلم

کارگردان اوریون درباره دشواری های ساختن فیلم های اجتماعی می گوید: در واقع ساختن این نوع فیلم‌ها (به طریق قانونی) امکان ندارد. به محض این‌که یک مشکل اجتماعی و یک معضل واقعی اجتماعی مثل فقر، اختلاف طبقاتی و اعتیاد را انتخاب می‌کنی با مشکل مواجه می‌شوی.‌

موضوع فیلم اوریون، از دست دادن بکارت یک دختر در یک جامعه بسته و سنتی است

آقای زمانی می گوید که در طول ساخت این فیلم، از جعفر پناهی به عنوان مشاور استفاده کرده است.

نسیم کیانی، بازیگر نقش اول فیلم، هنرجوی رشته بازیگری در مدرسه سینمایی امین تارخ است و بازی بسیار خوبی در این فیلم ارائه می کند. ‌

فیلم در مجموع ریتم کند و یکنواختی دارد و جز صحنه‌های فرار دخترک از دست ماموران نیروی انتظامی و دادگستری، بیشتر زمان فیلم را گفتگوی طولانی میان آدم‌ها پر کرده و نداشتن موسیقی فیلم نیز به کندی ریتم آن کمک کرده است.

بخش هایی از فیلم که در داخل کلانتری و زندان می‌گذرد به دلیل ساختگی بودن این مکان ها، چندان باور پذیر نیست و به واقع گرایی فیلم لطمه وارد کرده است.

اما فیلمبرداری در یزد این امکان را به فیلمساز داده که از بافت معماری سنتی این شهر و بام‌ها و خانه‌های متصل به هم و کوچه‌های تنگ و تاریک آن استفاده دراماتیک لازم را ببرد. صحنه های تعقیب و گریز دخترک و ماموران نیروی انتظامی بر روی پشت بام های خانه ها و دالان های تو درد تو، تعلیق خوبی دارد و دلهره آفرین است.

کارگردان اوریون درباره امکان نمایش فیلم در ایران، می گوید که در حال حاضر به هیچوجه چنین امکانی وجود ندارد اما وی امیدوار است روزی نگاه مسئولان ارشاد به سینما تغییر کرده و بازتر ‌شود.


کلمات کلیدی: اوریون